بله برای من نظر حافظ خیلی مهم است
امروز روز تولدم بود. تمام غصه ها و اتفاقات و آدمهای بد زندگیم را به یک ورم گرفتم و رفتم برای خودم برشی از یک کیک شکلاتی تزیین شده خریدم. کرفس خریدم و برای خودم خورش کرفس پختم. قدیمی ترین دوست دوران کارشناسیم روز تولدم یادش بود و به من تبریک گفت و ذوق مرگم کرد. توی باشگاه ساعتها به شوخی بچه ها و مربی خندیدم بدون آنکه بدانند امروز تولدم است. همان اول اول صبح هم برای خودم حافظ گرفتم و گفت:
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
معلم بوده ام. کارمند شده ام. بیکار شده ام و باز معلم شدم. ترجمه می کنم. می نویسم. کتاب می خوانم. هنر را دوست دارم. نقاشی و سفالگری را هم. زبان خوانده ام و بعد فرار کردم و برای چندسال به بغل امن هنر و تئاتر و ادبیات پناه بردم. نوشتن را دوست دارم. دلتنگی هایم، غم هایم و دردهایم را با همه ی سنگینی شان دوست دارم. و جهانم به آرزوها و امیدهایم روشن و زنده می ماند.