مواظبت
مرد بعد از سه سال ویندوز لپ تاپم را عوض کرد و نتیجه چهارسال تلاش و زحمتم در بازی کندی کراش را به باد داد! در حالیکه در مرحله ی سه هزار و شونصدم بودم و البته مدتها بود سراغ بازی نرفته بودم. بعد هم گفت با لپ تاپت مهربان باش و من همان ثانیه موس از دستم افتاد و هزارتا غلت خورد! جوری میگوید مواظبش باش انگار وظیفه دارم هر شب برای لپ تاپم لالایی بخوانم و رویش پتو بکشم. گفتم هستم. گفت نه نیستی! بابا چهارسال است عین چشمهایم مراقبش بودم دیگر این همه افاده و ادا و اصول نمیخواهد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ ساعت 17:53 توسط مرضیه
معلم بوده ام. کارمند شده ام. بیکار شده ام و باز معلم شدم. ترجمه می کنم. می نویسم. کتاب می خوانم. هنر را دوست دارم. نقاشی و سفالگری را هم. زبان خوانده ام و بعد فرار کردم و برای چندسال به بغل امن هنر و تئاتر و ادبیات پناه بردم. نوشتن را دوست دارم. دلتنگی هایم، غم هایم و دردهایم را با همه ی سنگینی شان دوست دارم. و جهانم به آرزوها و امیدهایم روشن و زنده می ماند.