انرژی و جان آنچنانی برایم نمانده کمی خسته و کمی دلتنگ و کمی ناامیدم. امیدوارم یک روز بیایم اینجا و از روزها و خبرهای خوب بنویسم. یک روز بالاخره از خاطرات خوش و اتفاقات امیدوارکننده و روزهای پیش رو بنویسم و دیگر نگران چیزی نباشم. دلم لک زده برای یک زندگی عادی و نرمال به دور از استرس، بی پولی و ناامیدی و ترس از روزهای آتی.