نشسته ایم دوباره منتظر به اینکه نتیجه توافقات ایران برای رفع تحریم های چهارساله چه میشود!اگر رفع نشود چه میشود؟ مرد میگوید خسته شدم از بس منتظر نشستم و نگاه کردم که ببینم عاقبت کار چه میشود! ببینم کی میتوانم پول جمع کنم خانه بخرم و زندگی نرمال داشته باشم. پس کی زمان آن میرسد که من گیر و گرفتار رفع نیازهای اولیه ام نباشم و نقشه بکشم بروم سالی یکبار مسافرت خوب، نقشه بکشم بروم مثلا ژاپن بازی های المپیک را ببینم! خسته شدم از این همه انتظار و تلف شدن عمرم. من هم مثل او خسته ام از انتظار از به ثمر ننشستن آرزوهای عادی معمولم خسته ام. گفتم: شده ایم مثل یک بیمار توی کما که منتظر است به هوش بیاید و به زندگی عادی اش برگردد. سه سال است و امسال میشود چهارسال که ما زندگی نکرده ایم نفس نکشیده ایم و همچنان چشم انتظار روزهای خوب برای یک زندگی نرمالیم. من هم خسته ام خسته تر از خسته ام!