اولین باری که ناطور دشت سلینجر را خواندم همسن هولدن کالفیلد بودم. 17 سالم بود و مثل او از دست خانواده ام، پدرومادرم و مدرسه و آدم های دورم شکار بودم و به نظرم کسی نبود درکم کند و بفهمد چه میگویم. توی 17سالگی حتی عاشق شخصیتش شدم و فکر کردم اگر وجود داشت حتما باهم کلی خوش میگذراندیم. امشب فیلمی راجع به زندگی سلینجر و اینکه چه پدری ازش درآمده تا همین کتابش را چاپ کرده دیدم و دوباره از نو عاشق هولدن شدم و دلم خواست واقعا وجود داشت. آن وقت باهم میرفتیم دوتایی ناطور دشت میشدیم و به دور از آدم بزرگ ها و دنیای گه شان در آرامش زندگی میکردیم.